" بياييد در مصرف زباله صرفه جويي ... ببخشيد، در دفع زباله كوشا باشيم!" ( چي گفتم؟!) " دوست عزيز واقعا چرا؟!!" ( از اون چراهاي فلسفي!) ... مصرف بي رويه كار خيلي ...خيلي... خيلي خطرناكه حسن...
خب ، حالا از چنگ زدن به صورت و دراز كردن دست ياري و سوالات فلسفي كه بگذريم مي رسيم به اينكه بايد با اين مشكل عظيم چه كار كنيم... مشكل عظيم...
اوه يادم رفت خودمو معرفي كنم. احمد هستم. كارشناس فيزيك اتمي مولكولي و دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي اكوستيك يا همون صداي خودمون. حالا اينكه كلا چه ربطي بين اين دو تا رشته با زباله دوني هست الان ميگم خدمتتون .
قضيه از اين قراره كه دو سه سال پيش ، يه روز رفتم پيش استادمون و گفتم استاد عزيزتر از جان! يه موضوع بده تحقيق كنم كه مردم از بيكاري. استاد عزيزم كه در هر موضوعي دستي بر آتش دارن یکهو موسي وار دست در گريبان فرمودن و به طرفه العینی موضوع درآوردن . گفت راجع به" روش دفع زباله به روش پلاسمايي" مي توني تحقيق كني؟ گفتم نمنه؟!! ( البته اون موقع قضیه ی روزنامه ی ایران و سوسک و اینا پیش نیومده بود و ما هم راحت بودیم!) استاد گفت ببين بچه جون، وزارت نيرو الان يك ميليارد و دويست ميليون تومن به شهرداري اختصاص داده صرفا براي تحقيق روي موضوع پسماند شهري. اگه بتونيم يه قسمت از اين بودجه رو جذب كنيم نونمون تو روغنه. گرفتي؟! گفتم آهان!! به زبون پول كه سخن فرمودين بنده متوجه شدم. البته مشعلهاي پلاسمايي از دهه ي شصت در به دست آوردن دماهاي خيلي بالا مورد استفاده قرار مي گرفتن و متشكل از دو مدار تخليه و ... كه استاد گفت اظهار فضل بسه! برو تحقيق كن ببينم چيكار مي كني. بدو باريكلا!... و منو راهي كرد.
بگذريم...سرتونو درد نيارم. از اون قضيه و يك ميليارد و دويست ميليون تومن چيزي نصيب ما نشد هيچ ، يه پولي هم از جيب مبارك گذاشتيم بر سر آموختن علم الزباله. اما سبك سنگين كه مي كنم ، واقعا به درد بخور بود برام و وارد دنياهايي شدم كه عميقا منو تحت تاثير قرار داد... بله دوستان من! هميشه همه چي از دور همونطوري نيست كه واقعا هست ( تكبير!)
حالا مي خوام شما رو همراه كنم با خودم توي يه دنياي بزرگ و پيچيده كه يكي از شاخه هاي بزرگ علم توي دنياست و توي اكثر دانشگاههاي بزرگ دنيا دپارتمان مخصوص به خودش رو داره و ... ما طبق معمول در جهل مركبمون سرگردون. "مديريت پسماند" با همه ي ابعادش يكي از مهمترين و حساس ترين و در عين حال از موضوعات پولساز در دنياست و ژورنالهاي عمومي و تخصصي و شركتهاي كوچيك و بزرگ زيادي هم در اين زمينه وجود داره.
دليل اصلي من براي راه انداختن اين وبلاگ نه شق القمر در زمينه ي جمع آوري و دفن زباله هاي شهريه و نه اختراع و اكتشاف جديدي در فيلد مديريت پسماند. بلكه صرفا مدون كردن و ارائه ي اطلاعاتي كه بدست آوردمه براي شما دوستان خوب و گرفتن اطلاعات از شما... خدا رو چه ديدي؟ شايد بعد از صد و بيست سال چهار نفر دور هم جمع شديم كاري كرديم يا صدامون به گوش سنگين يكي از مسئولين محترم زباله دوني شهراي خوشگلمون رسيد. حالا بعدش رو ديگه خسروان دانند و بهداشت شهرشون.
اينكه دوستان عزيز بيان و بخونن و نظر بدن و كمك اطلاعاتي كنن واقعا خوشحالم مي كنه. مي خوايم با هم دوست بشيم. ضمنا سعي مي كنم اطلاعاتم با ذكر منبع باشه با اينكه برگه هاي تحقيقم نافرم پراكنده شده بعد از سه سال.
.
خب ديگه... متن معرفي رو با ارجاعتون به همون جمله ي تيتر تموم مي كنم تا در قدم اول حساسيت كار براي همه مون روشن بشه. منبع مرگ ۶ میلیون نفر در سال هم اينجاست :
“Medical waste management :a review” 2000. Asian institute of technology,
فعلا باي
